اطلاعات آنلاین - علی البرزی: در سال های گذشته از آلودگی هوای کلان شهرها گرفته تا سرمای ناگهانی و ناترازی انرژی و جنگ تحمیلی همگی دست به دست هم دادهاند تا «قفل بر درب مدارس» به اولین و سادهترین راهکار مدیران برای مدیریت بحرانها تبدیل شود، اما در پس این تعطیلیهای زنجیرهای حقیقتی تلخ نهفته است: «شکاف آموزشی عمیقی که نه با پیام رسانهای داخلی پر میشود و نه با کلاسهای شتابزده مجازی» به باور کارشناسان هیچ چیز جایگزین آموزش حضوری برای کیفیت تدریس به دانش آموزان نمی شود!
آیا آموزش مجازی جواب میدهد؟
این روزها سیستم آموزشی ما در مواجهه با تعطیلیهای ناخواسته به سراغ آموزش های مجازی میرود اما پرسش اساسی اینجاست که آیا به واقع «آموزش» در این بستر اتفاق میافتد؟ گزارشهای میدانی و تحلیل کارشناسان نشان میدهد که آموزش مجازی در کشور ما هنوز فرسنگ ها با نقطه مطلوب فاصله دارد.
فقدان محتوای استاندارد چند رسانهای، ضعف در مهارتهای دیجیتال برخی معلمان و از همه مهمتر نابرابری در دسترسی به سخت افزار و اینترنت با کیفیت باعث شده است که این شیوه آموزشی تنها به یک «رفع تکلیف» اداری تبدیل شود، دانشآموزی که در محیط خانه با انواع محرکهای محیطی مواجه است و ارتباط چشمی با معلم ندارد چگونه میتواند مفاهیم پیچیده درسی را به درستی درک کند؟
از سوی دیگر مدرسه، فراتر از یک چهار دیواری برای تدریس است که از بزرگترین آسیبهایی که در لایحه تعطیلیهای مکرر نادیده گرفته میشود، نقش «اجتماعی سازی» مدارس مهم است، مدرسه تنها محل انتقال فرمولهای ریاضی و قواعد عربی نیست، مدرسه نماد زیست اجتماعی تمرین کار گروهی، حل تعارض با همسالان و یادگیری مهارتهای نرم زندگی است.
وقتی درب مدارس بسته میشود، این فضای حیاتی از دانشآموز سلب می شود، انزوای خانگی، کاهش تحرک بدنی و حذف تعاملات انسانی، پیامدهای روانی سنگینی به همراه دارد که شاید امروز دیده نشود اما در میان مدت به شکل اضطراب، افسردگی و ضعف در مهارتهای ارتباطی در نسل آینده بروز خواهد کرد، در واقع ما با دست خود در حال تربیت نسلی هستیم که در فضای دیجیتال غرق شده اما در دنیای واقعی توانایی مدیریت یک گفتگوی ساده را ندارد.
ضرورت ارائه نقشه راه جبرانی
حساسیت موضوع به قدری است که صدای نارضایتی کارشناسان و اساتید حوزه آموزش را نیز درآورده است، در همین ارتباط علی تهرانی فرد کارشناس حوزه آموزش بر یک نکته کلیدی دست میگذارد و به «اطلاعات آنلاین» می گوید: نمیتوان پذیرفت که ساعتهای آموزشی به سادگی از دست برود و هیچ برنامه مشخصی برای جبران آن وجود نداشته باشد.
از نگاه این کارشناس آموزش، وزارت آموزش و پرورش باید برای تعطیلیهایی که ریشه در ناترازی انرژی یا آلودگی هوا دارد برنامهای «عملیاتی و دقیق» ارائه دهد، جبران این خلاء آموزشی با چند کلاس فشرده و سرهم بندی شده ممکن نیست، اگر امروز برای این ساعتهای از دست رفته تدبیری نشود فردا با پدیده ترسناک «افت تحصیلی پنهان» و حتی افزایش نرخ ترک تحصیل در مناطق محروم مواجه خواهیم بود، جایی که دانشآموز به دلیل قطع ارتباط مستمر با محیط آموزشی، انگیزه خود را به کلی از دست میدهد.
ناترازی آموزش و قربانیانی به نام دانشآموزان
چرا همواره مدارس اولین جایی هستند که در لیست تعطیلیها قرار میگیرند؟ این پرسشی است که بسیاری از والدین با دلخوری میپرسند، به نظر میرسد دیواری کوتاهتر از دیوار آموزش و پرورش برای جبران کسریهای انرژی یا کاهش بار ترافیک و آلودگی وجود ندارد اما این یک نگاه سرمایهای نیست، بلکه نگاهی هزینهای به آموزش است.
کارشناسان معتقدند که هزینهی اقتصادی ناشی از افت کیفیت آموزشی و تضعیف سرمایه انسانی در آینده به مراتب بیشتر از مقدار انرژی صرفهجویی شده در چند روز تعطیلی مدارس است.
راهکارهای پیشنهادی؛ از تقویم منعطف تا آموزش ترکیبی
برخی از راهکارهای پیشنهادی تحلیلگران آموزشی عبارتند از:
1. بازنگری در تقویم آموزشی
چرا باید تقویم آموزشی در تمام نقاط کشور یکسان باشد؟ در مناطقی که با سرمای زودهنگام یا آلودگی فصلی روبرو هستند، میتوان زمان شروع و پایان سال تحصیلی را تغییر داد.
2. سرمایهگذاری بر آموزش ترکیبی :
به جای برخورد واکنشی با تعطیلیها باید زیرساختی فراهم شود که آموزش مجازی نه به عنوان یک جایگزین اضطراری و بیکیفیت بلکه به عنوان مکمل آموزش حضوری در تمام طول سال جریان داشته باشد.
3. اختیاردهی به مناطق:
واگذاری تصمیمگیری به شوراهای آموزش و پرورش استانها و مناطق برای مدیریت هوشمندانه تعطیلیها و برنامههای جبرانی متناسب با اقلیم و شرایط بومی.
زنگ خطری که باید شنید
عادی شدن تعطیلی مدارس، سمی مهلک برای بدنه نحیف نظام آموزشی ماست، نباید اجازه داد که «آموزش» به یک موضوع فرعی در اولویتهای دولت تبدیل شود.
افت کیفیت یادگیری و تشدید نابرابری میان دانشآموزانی که به معلم خصوصی دسترسی دارند و افرادی که تنها امیدشان صندلیهای مدرسه دولتی است، جراحتی عمیق بر پیکره عدالت اجتماعی وارد میکند.
به هر روی زمان آن فرا رسیده است که آموزش و پرورش با همکاری مجلس و نهادهای بالادستی با تدوین یک برنامه جامع، اجازه ندهند چراغ یادگیری با هر تندباد فصلی خاموش شود.
فراموش نکنیم که آینده این سرزمین روی نیمکتهای همین مدارس رقم میخورد، نیمکتهایی که نباید بیش از این خالی بمانند.